شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو سیمین مرا از چوب خونین‌ گشت پایسرو گو با پای چوبین در چمن زین پس میای
۲
سرو من ماه زمین بد زان شدش پا بر فلکتا ز نیکویی زند ماه فلک را پشت پای
۳
ماه من شد در محاق و سرو من از پا نشستسرو را گو برمخیز و ماه را گو برمیای
۴
سرو من از پا فتاد و فرق فرقدسای اوسنبلستان ‌کرد گیتی را ز زلف مشکسای
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth