شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۳ - و له فی المدیحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تار زلف دوتا چون نظرکنی دانیکه حاصل دل ما نیست جز پریشانی
۲
بجز لب تو به رخسارهٔ تو نشنیدمپری طمع‌ کند انگشتر سلیمانی
۳
دو طاق ابروی تو قبله ی مسلماناندو طرف عارض تو کعبهٔ مسلمانی
۴
به راه عشق تو چون ‌گو فتاده است دلمچگونه گوی بری با دو زلف چوگانی
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth