خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود اینجااز آنجا آنکه میجویی به میخواران نمود اینجا
۲
به جان رنگی که اینجا در دل اسلامیان بینیمغان را نیز بود اما صفای می زدود اینجا
۳
محبت شمع بزم قدس و ما پروانهٔ بیرونچه حال است این نمیدانم چراغ آنجا و دود اینجا
۴
بیا در زمرهٔ رندان به بیباکی و می درکشکه بدمستی نمیداند بهجز فریاد عود اینجا
صفحهٔ ۱ از ۲