شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست رامیکده ی کرشمه کن، گوشه ی چشم مست را
۲
آمده فوج تازه ای ، جمله شهادت آرزوخیز و شراب و دشنه ده ،غمزه ی تیز مست را
۳
خیز و سماع شوق کن، چند به حکم عافیتدر شکنی به گوش دل، زمزمه ی الست را
۴
زلف شکن فروش را ، بر دل من متاع کش یاد زمانه ده ز نو، قاعده ی شکست را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth