شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غزلی گفته‌ام آن باعث گفتار کجاستنوگلی چیده‌ام آن گوشهٔ دستار کجاست
۲
یک سبو می به در صومعه آرم که دگرمی‌فروشان بستانند که بازار کجاست
۳
خرمن آن ده دنیا به جوی گو بفروشآن که داند که سر کوچهٔ خمار کجاست
۴
گام اول به سرت بر نهم اندر طلبشگر بدانم که گشایندهٔ اسرار کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth