خلوتی با رضیالدین آرتیمانی
گوهر عشق
رضیالدین آرتیمانی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الهی سوختم بیغم الهیکرامت کن نم اشکی و آهی
۲
چه اشک، اشکی که چون ریزد ز مژگانشود دامان ازو رشک گلستان
۳
چه آه آهی که چون از دل زند سربسوزاند دل یاقوت احمر،
۴
دل بیعشق بر جان بس گران استسر بیشور مشتی استخوان است
صفحهٔ ۱ از ۳