شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرم سودا دلم پروا نداردصباحم شب، شبم فردا ندارد
۲
دلم در هیچ جا الفت نگیردسرم با هیچکس سودا ندارد
۳
ز هر جا هر که خواهد، گو بجویشکه او جز در دل ما، جا ندارد
۴
کشاکش چیست؟ ما گردن نهادیمسرت گردم بکش اینها ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth