شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمیاید چو از دل بر زبان دردز دل بیرون کنم خود گو چسان درد
۲
نهم از درد تو تا میتوان داغکشم از داغ تو تا میتوان درد
۳
اگر این است راحتها، همان رنجاگر این است آسایش همان درد
۴
به دردسر نمیارزد جهان هیچسر ما خود ندارد هیچ از آن درد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth