شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دوشم جمالی در نظر بودکزو هر ذره خورشید دگر بود
۲
تأمل در رخش چندانکه کردمملاحت از ملاحت، بیشتر بود
۳
سحر آشفته دیدم شام زلفشعجب شامی؟ که بر روی سحر بود
۴
مگر دوشینه شب بر بام بودیکه بحر و بر پر از شمس و قمر بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth