شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خواهی ز دفتر تو ای خاک بر سرچو خشت است بالین و خاکست بر سر
۲
کجا رفت تاج و نگین سلیمانکجا رفت باد و بروت سکندر
۳
شد افسار سرگشتگی تا قیامتاجل گشته‌ای را که دادند افسر
۴
همه دردسر بود تاج مرصعهمه داغ دل بود باغ مشجر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth