شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوبان که به هم گرمی بازار فروشندبا هم بنشینند و خریدار فروشند
۲
ما نامه و قاصد نشناسیم و نبینیمارباب نظر دیده به دیدار فروشند
۳
حیران شده گان تو به خورشید قیامتآسودگی سایهٔ دیوار فروشند
۴
ما معتکف گوشهء تنهایی خویشیمآن کعبه روانند که رفتار فروشند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth