شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرد، دارالشفا و جهل، محنت‌خانه می‌سازدخراب مستی‌ام، کاین هردو را ویرانه می‌سازد
۲
چنان شایستهٔ عشقم که بعد از سوختن، گردونز خاکم بلبل، از خاکسترم پروانه می‌سازد
۳
دو روزی یاریت گشتم، مذاقم بی‌حلاوت شدمرا جام شراب و گریهٔ مستانه می‌سازد
۴
چو تن‌ها گردم از غم‌های او صد هم‌نشین دارممیان بی‌غمان تنهایی‌ام دیوانه می‌سازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth