شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُوردکه حسرت به عیش و فراغم نخورد
۲
نیاسودم از خوردن غم، دمیکه اندیشهٔ غم دماغم نخورد
۳
دو صد شیشهٔ خون از دماغم چکیدکه مرهم شرابی ز داغم نخورد
۴
به عهدم چنان عافیت مُرد زودکه نو باوهٔ نخل باغم نخورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth