خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بسکه منتظران چشم در ره یارندچو نقش پا همهگر خفتهاند بیدارند
۲
ز آفتاب قیامت مگوکه اهل وفابه یاد آن مژه در سایههای دیوارند
۳
درین بساط که داند چه جلوه پرده دردهنوز آینهداران به رفع زنگارند
۴
مرو به عرصهٔ دعوی که گردنافرازانهمه علمکش انگشتهای زنهارند
صفحهٔ ۱ از ۳