شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کندحیرت در آب آینه کشتی روان کند
۲
زخمی که خندد از دم تیغ تبسمتخون چکیده را چمن زعفران کند
۳
چشمت به محفلی که تغافل کند بلندنی هم به میل سرمه نیاز فغان کند
۴
از فرصت گذشته رسیدن گذشته گیررنگ پریده در چه بهار آشیان کند؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth