شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب‌که از شوق توپروازم بهار آهنگ بوداستخوان هم در تنم چون‌شمع‌ مغز رنگ بود
۲
خواب راحت باخت دل آخر به افسون صفاداشت مژگانی بهم آیینه تا در زنگ بود
۳
در جهان بی‌تمیزی صلح هم موجود نیستصبروکوشش را تامل عرصه‌گاه جنگ بود
۴
نقد راحت می‌شماردگرد از خود رفتنمهمچو آتش بستر نازم شکست رنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth