شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شودحق نمک چو زخم فرامش نمی‌شود
۲
زین اختلاطها که مآلش ندامت استخوشدل همان کسی که دلش خوش نمی‌شود
۳
بوی‌ کباب مجلس تنهایی‌ام خوش استکانجا جگر ز بی‌نمکی شش نمی‌شود
۴
ملکی‌ست بیکسی‌ که در آنجا غریب یأسگر می‌شود شهید ستمکش نمی‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth