خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۵۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآیددراینجا موی پیری هم به صد شبگیرمیآید
۲
من و ما نیست غیر از شکوهٔ وضع گرفتاریز ساز هر دو عالم نالهٔ زنجیر میآید
۳
چه رنگینیست یارب عالم خرسندی دل رابه خاکش هرکه سر میزدد ازکشمیر میآید
۴
کمانی را به زه پیوسته دارد چین ابرویتکه آنجا بوالهوس دور از سر یک تیر میآید
صفحهٔ ۱ از ۴