شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفیدکف به لب آورده است این بختی کوهان سفید
۲
تا کجا روشن شود عجز ترددهای خلقبحر هم در خورد گوهر می‌کند دندان سفید
۳
جاده‌پیمای عدم بودیم و کس محرم نبوداین ره خوابیده شد از لغزش‌ مژگان سفید
۴
شبههٔ تحقیق نقشی می‌زند بر روی آبجز سیاهی هیچ نتوان شد درین میدان سفید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth