خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلقی است شمعوار در این قحط جای فیضقانع به اشک و آه ز آب و هوای فیض
۲
بیهوده بر ترانهٔ وهم و گمان مپیچقانون این بساط ندارد نوای فیض
۳
از صبح این چمن نکشی ساغر فریبخمیازه موج میزند از خندههای فیض
۴
نام کرم اگر شنوی در جهان بس استاینجا گذشته است ز عنقا همای فیض
صفحهٔ ۱ از ۳