شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرقکه دل از تپش نگدازد و نگه از حیا نکند عرق
۲
به نیاز تحفهٔ یکدلی سبقی نبرده‌ام از وفاکه ز گرمجوشی خون من به‌ کف حیا نکند عرق
۳
به لبم ز حاجت ناروا گرهی‌ست نم زدهٔ حیاسررشتهٔ‌گله واکنم اگر آشنا نکند عرق
۴
به غبار رنگ و هوای ‌گل نگه ستمزده اشک شدکسی اینقدرکه پس هوس بدود چرا نکند عرق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth