شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شوخی فضولی ما داشت عار وصلآخرکنارکرد ز ننگ کنار وصل
۲
چشمی به خود گشوده‌ام و رفته‌ام ز خویشممنون فرصتم به یک آغوش وار وصل
۳
قاصد نوید وعدهٔ دلدار می‌دهدای آرزو بهار شو ای انتظار وصل
۴
رنج دویی نبرد ز ما سعی اتحادمردیم در فراق و نیامد به کار وصل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth