شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده همآنقدر دست ندارم‌که توان سود بهم
۲
حیرتم ‌گشت قفس ورنه درین عبرتگاهچون نگاهم همه تن جوهر آیینهٔ رم
۳
شمع عبرتگه دل نالهٔ داغ آلودستبایدم شاخ‌ گلی‌ کرد درین باغ علم
۴
سر خورشید به فتراک هوا می‌بنددگردنی‌ کز ادب تیغ تو می‌گردد خم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth