خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نورِ جان در ظلمتآبادِ بدن گم کردهامآه ازین یوسف که من در پیرهن گم کردهام
۲
وحدت از یادِ دویی اندوهِ کثرت میکشددر وطن، ز اندیشهٔ غربت، وطن گم کردهام
۳
چون نمِ اشکی که از مژگان فروریزد به خاکخویش را در نقشِ پای خویشتن گم کردهام
۴
از زبانِ دیگران دردِ دلم باید شنیدکز ضعیفیها چو نی راهِ سخن گم کردهام
صفحهٔ ۱ از ۳