شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌رسد گویند باز آن آفتاب صبحدمصبح‌کی خواهد دمید ای من خراب صبحدم
۲
ناله یکسر نغمهٔ ساز شب اندوه ماستدیدهٔ‌گریان همان جام شراب صبحدم
۳
تخم اشکی چند در چاک جگر افشانده‌ایمنیست جنس شبنم ما غیر باب صبحدم
۴
یاد تیغت بست چشم انتظار زخم مامی‌برد خمیازه از مخمور آب صبحدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth