شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن محفل‌ که‌ام من تا بگویم این و آن دارمجبین سجده فرسودی نیاز آستان دارم
۲
طلسم ذرهٔ من بسته‌اند از نیستی امابه خورشیدیست کارم اینقدر بر خود گمان دارم
۳
بنای عجز تعمیرم چو نقش پا‌ زمینگیرمسرم بر خاک راهی بود اکنون هم همان دارم
۴
نی‌ام محتاج عرض مدعا در بیزبانیهاتحیر دارد اظهاری که پنداری زبان دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth