خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین آفت نصیب از طبع راحت دشمن خویشماگر یک دانهٔ دل جمع کردم خرمن خویشم
۲
چو گل از پیکرم یک غنچه جمعیت نمیخنددبه صد آغوش حیرانی بهم آوردن خویشم
۳
به وحشت سخت محکم کردهام سر رشتهٔ الفتبه رنگ موج در قلاب چین دامن خویشم
۴
دلیلی در سواد وحشت امکان نمیباشدهمان چون برق شمع راه از خود رفتن خویشم
صفحهٔ ۱ از ۳