شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی می‌کنمیک نگه سیر چراغان جلوه‌گاهی می‌کنم
۲
تا غبار من به ناز آسمانی پر زندمشت خاکی هست نذر شاهراهی می‌کنم
۳
آنقدر واماندهٔ عجزم که مانند هلالسیر ابرو تا جبین در عرض ماهی می‌کنم
۴
دوری مقصد به این نیرنگ هم می‌بوده استکز خیال پر به خود هم اشتباهی می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth