خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتنپای جهد سایه جز در قیر نتوان یافتن
۲
آنقدر واماندهٔ عجزم که مجنون مرااز ضعیفی ناله در زنجیر نتوان یافتن
۳
مژده ای غفلت که در بزم کرم بار قبولجز به قدر تحفهٔ تقصیر نتوان یافتن
۴
رازها بیپرده شد ای بیخبر چشمی بمالجز وقوع آینه تقدیر نتوان یافتن
صفحهٔ ۱ از ۴