خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان کرد چون خاموشیام آواز گردیدنندارد جمع گشتن جز به خویشم بازگردیدن
۲
هوس طرف جنون سیرم ، مپرس ازکعبه و دیرمسر بی مغز و سامان هزار انداز گردیدن
۳
اگرهستی زجیب ذره صد خورشید بشکافدندارد عقدهٔ موهومی من بازگردیدن
۴
سر گرد سری دارمکه در جولانگه نازشچو رنگم میشود بال و پر پروازگردیدن
صفحهٔ ۱ از ۳