خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دیده سراغ دل دیوانه طلب کننقش قدم نشئه ز پیمانه طلب کن
۲
از پهلوی دل شعله خرامند نفسهاای اشک تو هم آتش از این خانه طلب کن
۳
دلها همه خلوتکدهٔ جلوهٔ نازنداز هر صدف آن گوهر یکدانه طلب کن
۴
توفانکدهٔ جوش محیط است سرابتاز لفظ خود آن معنی بیگانه طلب کن
صفحهٔ ۱ از ۴