خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جنون جوش سویدا تنگ دارد جای منچشم آهو سایه افکندهست بر صحرای من
۲
از هوا پروردگان نوبهار وحشتمچون سحر از یکدگر پاشیدن است اجزای من
۳
ناتوانیهای موجم کم نمیباید گرفترو به ناخن میکند بحر از تپیدنهای من
۴
یکسر مویم تهی ازگریه نتوان یافتنچشمی و اشکی است همچون شمع سر تا پای من
صفحهٔ ۱ از ۳