خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشاند عجزم بر آستانی که محوم از جیب تا به دامناگر بخوانند سر به جیبم و گر برانند پا به دامن
۲
کجاست موقعشناس راحت که کم کشد زحمت ترددبه هرکجا رد . . . . . . . دشت نا آشنا به دامن
۳
قماش ناموس وضع خویش است در هوس خانهٔ تعینکه دست و پای جنون و دانش همین ز جیب است تا به دامن
۴
غبار ناگشته نیست ممکن زتهمت ما و من رهاییبه حسرت سرمه میخروشد هزارکوه صدا به دامن
صفحهٔ ۱ از ۳