خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خار خار کیست در طبع الم تخمیر منچون خراش سینه ناخن میکشد تصویر من
۲
بسکه بی رویت شکفتن رفته از تخمیر مننیست ممکن گر کشند از رنگ گل تصوبر من
۳
از عدم افسانهٔ عبرت به گوشم خواندهانددر فراموشی است یک خواب جهان تعبیر من
۴
برکه بندم تهمت قاتل که تا صبح جزاخونم از افسردگی کم نیست دامنگیر من
صفحهٔ ۱ از ۴