شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست جرأت دیدم آخر مغتنم در آستینهمچو شمع کشته خواباندم علم در استین
۲
با همه الفت چو موج از یکدگر پهلو تهی‌ستعالمی زین بحر جوشیده‌ست رم در استین
۳
باطن این خلق کافر‌کیش با ظاهر مسنججمله قرآن در کنارند و صنم در آستین
۴
دامن‌افشان بایدت چون موج از این ‌دریا گذشتچند چون گرداب بندی پیچ و خم در آستین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth