شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن‌ کوهر چند پر فشانیم پرواز آن چمن کو
۲
از شمع بزم مقصود نی شعله‌ای‌ست نی دودباید پری به هم سود پروانه سوختن کو
۳
ما را برون آن در پا در هوا خروشی‌ستآنجاکه خلوت اوست امکان یاد من‌کو
۴
چندی به قید هستی مفت است رقص و مستیهر گه قفس شکستی اشغال پر زدن کو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth