شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خشم را آیینه پرداز ترحم کرده‌ایدر نقاب چین پیشانی تبسم کرده‌ای
۲
هر سر مویت زبان التفاتی دیگر استبسکه شوخی در خموشی هم تکلم‌ کرده‌ای
۳
تا عرق از چهره‌ات خورشید ریز غیرت‌ستچرخ را یک دشت نقش پای انجم کرده‌ای
۴
عقده‌های غنچهٔ دل بی‌گلاب اشک نیستمی به ساغر کن کزین انگور در خم کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth