خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرق ربز خجالت میگدازد سعی بیتابیندارم مزرع امید اما میدهم آبی
۲
درین دریا بهکام آرزو نتوان رسید آسانمه اینجا بعد سالی میکشد ماهی به قلابی
۳
خجالت هم ز ابرام طبیعت برنمیآیدحیا را کرد غواص عرق مطلوب نایابی
۴
گهی فکر تعینگاه هستی میکنم انشاسر و کارم به تعبیر است گویا دیدهام خوابی
صفحهٔ ۱ از ۳