خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستیای اشک دمی بر مژهٔ تر ننشستی
۲
جان سختی حرص اینهمه مقدور که باشدزد بر کمرت بار دل این در ننشستی
۳
نامحرمی عافیتت طرفه جنون داشتپرواز هم افسرد و ته پر ننشستی
۴
ای قطره دماغت نکشد ننگ فسردنخوشباش که بر مسند گوهر ننشستی
صفحهٔ ۱ از ۳