شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عبث ای دشمن تحقیق دل از وسوسه خستیتوهمین آینه بودی به چه امید شکستی
۲
چه خیال است به قید جسد آزاد نشستنامل آشفت دماغت تو شدی غره‌ که رستی
۳
مثل موج گهر آینه دار است در اینجاگره دام تو گردید کمندی که گسستی
۴
به تماشاگه فرصت نشوی محو فسردننفس آیینه غبار ست درین ‌کوچه‌ که هستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth