خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیباشد دل مایوس بیکیفیت نازیپری زین بزم دور است، ای شکست شیشه آوازی
۲
به تسکین دل بیتاب ما عمریست میخنددشرر خو لعبتی در خانمانها آتش اندازی
۳
به یاد نیستی رفتیم از افسون خود رایینبود آیینهٔ ما جز غبار شعله پروازی
۴
تو خواهی نوبهارش خوان و خواهی فتنهٔ محشرز مشت خاک ما خواهد دمیدن شوق گلبازی
صفحهٔ ۱ از ۳