خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیالش بر نمیتابد شعور، ای بیخودی جوشینمیگنجد به دیدن جلوهاش ای حیرت آغوشی
۲
ضعیفیها به ایمای نگاه افکند کار منچو مژگان میکنم مضرابی آهنگ خاموشی
۳
از آن نامهربان منتکش صد رنگ احسانیمبه این حسرت که گاهی میکند یاد فراموشی
۴
نه از صبحی خبر دارم نه از شامی اثر دارمنگه میپرورم در سایهٔ خط بناگوشی
صفحهٔ ۱ از ۳