شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنیمی‌برد چون رنگم آخر بی‌قدم‌ گردیدنی
۲
از ندامت‌کاری ذوق طرب غافل نی‌امصدگریبان می‌درد بوی گل از بالیدنی
۳
عمرها بر خوبش بالد شیشه تا خالی شودگردن بسیار می‌خواهد به‌سر غلتیدنی
۴
تا به‌کی دزدد تری یارب خط پیشانی‌امخشک شد این لب به امید زمین بوسیدنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth