شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نم اشک هوس مایل مژگان نشویسیل‌ خیزست حیا آنهمه عریان نشوی
۲
چه‌بهار و چه‌خزان رنگ گل حیرت توستجلوه‌ای نیست گر آیینه نمایان نشوی
۳
از زمین تا فلکت دعوی استعدادستبه تکلف نشوی هیچ گر انسان نشوی
۴
ذره خورشید دکان‌، قطره و دریا سامانآنقدر نیست متاع تو که ارزان نشوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth