شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهیچراغان فلک چون صبح کردم خامش از آهی
۲
چو ماه نو فلک را زیر دست سجده می‌بینمنیازم می‌زند ساغر به طاق ابروی چاهی
۳
بهار آرزو نگذاشت در هر رنگ نومیدمز چشم انتظار آخر زدم‌ گل بر سر راهی
۴
چه امکان است فیض از خاک من توفان نینگیزدغبار سینه چاکان در نظر دارد سحرگاهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth