خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببرهر چه در معرض باد آمده گو باد ببر
۲
عدل کسری چه کند با فلک و قدرت جمشکوهٔ کز تو کسی نشنود از یاد ببر
۳
خسرو آوردی و بستیش در قصر بر اوباز گرد ای فلک و مژده به فرهاد ببر
۴
ساقیا دختر رز منتظر مقدم ماستبنشانش به سر حجله و داماد ببر
صفحهٔ ۱ از ۲