شعر را زندگی کن
خلوتی با نصرالله منشی

بخش ۶ - ادامهٔ ثنای پادشاه

مقدمهٔ نصرالله منشی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
و بدین دو فتح با نام که به‌فضل ایزد تعالی و فر دولت قاهره، لازالت ثابتة الاوتاد. راسیة الاطواد، تیسیر پذیرفت، نظام کارهای حضرت و ناحیت به قرار معهود و رسم مالوف باز رفت، و بر قاعده درست و سنن راست اطراد و استمرار یافت و تمامی مفسدان اطراف دم درکشیدند و سر به‌خط آوردند، و دل‌های خواص و عوام و لشکری و رعیت بر طاعت و عبودیت بیارامید، و نفاذ اوامر پادشاهانه از همه وجوه حاصل آمد، و حشمت ملک و هیبت پادشاهی در ضمایر دوستان و دشمنان قرار گرفت، و ذکر آن در آفاق و اقطار عالم شایع و مبسوط گشت. و اگر در تقریر محاسن نوبت این پادشاه دین‌دار و شهریار کامگار -که در ملک مخلد باد و بر دشمن مظفر-خوضی و شرعی رود، و فضایل ذات بزرگ و مناقب خاندان مبارک شاهنشاهی را شرحی و بسطی داده شود، غرض از ترجمه این کتاب فایت گردد، و من بنده را خود این محل از کجا تواند بود که ثنای دولت قاهره گویم؟ که
۲
اگر مملکت را زبان باشدیثناگوی شاه جهان باشدی
۳
ملک بوالمظفر که خواهد فلککه مانند او کامران باشدی
۴
ز صد داستان کان ثنای تو‌راست همانا که یک داستان باشدی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth