شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاه

شاه و درویش

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شب آفاق همچو گلشن بودشب نبود آن، که روز روشن بود
۲
فلک از آفتاب و بدر منیرقدحی بود پر ز شکر و شیر
۳
ماه چون کاسهٔ پنیر شدهکوچ‌ها همچو جوی شیر شده
۴
سایه ظلمت فگنده بر سر نورریخته مشک ناب بر کافور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth