خلوتی با هلالی جغتایی
بخش ۲۵ - رفتن شاهزاده به میدان
شاه و درویش
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز دیگر که آفتاب منیرهمه روی زمین گرفت به زیر
۲
گرم شد ذره ذره آتش مهرذرهاش تیر شد کمانش سپهر
۳
شه کمر بست و عزم میدان کردمیل تیر و کمان و جولان کرد
۴
گفت تا مرکبی گزین کردندزین زر خواستند و زین کردند
صفحهٔ ۱ از ۹