شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

بخش ۳۷ - به شهر آمدن شه‌زاده

شاه و درویش

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار دیگر که خسرو انجمسرطان را گرفت در قلزم
۲
بس هوای تموز گرمی کردآهن و سنگ رو به نرمی کرد
۳
رگ و پی از تف سموم گداختمغز در استخوان چو موم گداخت
۴
آب دریا فتاد از کم و کاستتا به حدی که گرد ازو برخاست
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth